الشيخ محمد تقي التستري ( مترجم : سيد علىمحمد موسوى جزايرى )
151
قضاء أمير المؤمنين على بن أبى طالب ( ع ) ( قضاوتهاى امير المؤمنين ع ) ( فارسي )
« انّ ، أنّ ، ليت ، لعلّ ، كانّ » ولى « لكنّ » را ذكر نكرده بودم پس به من فرمود : چرا « لكنّ » را جزء آنها نياوردهاى ؟ گفتم : به نظرم آمد كه جزء آنها نيست ؛ فرمود : چرا از آنهاست ، آن را بنويس . « زجاج » نحوى اصول ياد شده را چنين مثال آورده : ظاهر ، مانند : رجل زيد ، عمرو ، و مانند اينها ، و ضمير مانند : انا ، انت ، و تاء در فعلت ، و ياء متكلّم مثل غلامى . و كاف خطاب ، مانند : ثوبك ، و مانند اينها ، و اما آنچه كه نه ظاهر است و نه ضمير ، مبهمات است مانند : هذا ، هذه ، هاتا ، تا ، ( از اسماء اشاره ) ، و من و ما و الذي و اى ( از اسماء موصول ) ، و كم و متى و اين ( از اسماء استفهام ) ، و مانند اينها « 1 » . 2 - لغت ( 1 ) مردى از ابو بكر معناى آيهء قرآن « وَ فاكِهَةً وَ أَبًّا » را پرسش نمود . ابو بكر معناى « ابّ » را ندانست و گفت : كدام آسمان بر من سايه مىافكند و كدام زمين مرا بر مىدارد يا چه كنم اگر دربارهء كتاب خدا چيزى بگويم كه خود به آن باور نداشته باشم ، معناى « فاكهه » را مىدانم ، ولى « ابّ » را خدا بهتر مىداند . اين گفتار او به سمع مبارك امير المؤمنين - عليه السلام - رسيد آن حضرت فرمود : « سبحان اللّه » آيا نمىداند لفظ « ابّ » به معناى چراگاه و زمين پرگياه مىباشد ، و خداوند در اين آيهء شريفه در مقام شمردن نعمتهايى است كه بر مردم و چهارپايانشان ارزانى داشته تا بدان وسيله تغذى نموده مايهء حيات و قوام بدنشان باشد « 2 » . و نيز معناى « كلاله » را از ابو بكر پرسيدند ؛ گفت : نظرم را در اين باره مىگويم اگر صحيح بود از خداست و اگر خطا بود از شيطان و خودم . اين سخنش به امير المؤمنين - عليه السلام - رسيده فرمود : چقدر بىنياز است از به
--> ( 1 ) - معجم الادباء ج 14 ص 48 ( 2 ) - ارشاد ، مفيد ، ص 107 .